۱۳۸۷ مرداد ۳۱, پنجشنبه

مهملات

- گویا شما امروز هم چیزی برای گفتن دارید، خسته نشده­اید؟
- نه عزیزم!

۱۳۸۷ مرداد ۲۵, جمعه

دیونیزوس و آپولون

اگر تا کنون شعری سروده باشید و یا اصلاً متنی زیبا و شوق آمیز خلق کرده باشید و یا اینکه نقاش هستید و شده است که ناگهان میل نقش زدن در وجودتان خزیده، یک چیز را خوب حس کرده­اید! درست قبل از سرودن شعر، قبل از حرکت دادن قلم مو روی بوم،حس و حالی موسیقیایی و سرخوشانه وجود آدمی را در بر می­گیرد، روح هنر از همانجا می­تراود. چیزی است از جنس زندگی از جنس حقیقت از جنس غریزه. وجه دیونیزوسی هنر همان جا در همان لحظه­ی تاریخی و ناب اتفاق افتاده است و بس! تا اینجا موسیقی­ست، باقی تلاشی آپولونی­ست برای تبدیلش به یک واسطه، چیزی ملموس برای دیگری به چیزی از جنس کلمه، به شکل مجسم، به شعر!

۱۳۸۷ مرداد ۲۴, پنجشنبه

هایکو - 8

کنارم نشست
برگ زردی
زمستان را تاب آورده بود...

۱۳۸۷ مرداد ۱۹, شنبه

بی­اعتنایی

در کل فکر نمی­کنم زنها اعتنایی به مزخرفاتی که ما مردها درباره­اشان سر هم می­کنیم داشته باشند! آنها در هر صورت کار خودشان را میکنند!

۱۳۸۷ مرداد ۱۷, پنجشنبه

عملیات انتحاری

آنها آدمهای خوبی هستند...

به نظر آنها خدا خیلی مهربان است
ولی آنها از دست خودشان عصبانی­اند
آنها اصلا خودشان را نمی­بخشند
چرا که گاهی، فقط گاهی خدا از یادشان می­رود
ولی خدا همچنان مهربان است...

آنها به دیگران می­گویند که خدا خیلی مهربان است
ولی می­گویند که از دست خودشان عصبانی­اند
می­گویند اصلا خودشان را نمی­بخشند
چرا که اعتراف می­کنند گاهی، فقط گاهی خدا از یادشان می­رود
ولی خدا همچنان مهربان است...

آنها می­نویسند که خدا خیلی مهربان است
می­نویسند از دست خودشان عصبانی­اند
می­نویسند اصلا خودشان را نمی­بخشند
چرا که اعتراف می­کنند گاهی، فقط گاهی خدا از یادشان می­رود
ولی خدا همچنان مهربان است...

دانلود کنید:
Everybody knows - Leonard Cohen 5.13MB

۱۳۸۷ مرداد ۱۶, چهارشنبه

مبادله

برای اينکه زنی به زندگی باز گردد کافی­ست مردی هلاک شود!

۱۳۸۷ مرداد ۱۴, دوشنبه

اولين باران ِ زمستانی

نيمکت کهنه­ی باغ
خاطرات دورش را
در اولين باران ِ زمستانی
از ذهن پاک کرده است!
خاطره­ی شعرهايی را که هرگز نسروده بودم!
خاطره­ی آوازهايی را که هرگز نخوانده بودی...

[حسین پناهی -
از کتاب افلاطون کنار بخاری]